سيد محمد باقر برقعى

654

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

مخواب اى وارث خون شهيدان ! * كه چشم فتنه بيدار است ! بيدار زمستان در پى است و ضعف پيرى * بهار عمر خود بيهوده مسپار قناعت رمز و راز بىنيازيست * ثمرها مىدهد اين نخل پُربار كدامين گوش گيرد پند « طاهر » * نوشتم پند خود بر لوح ديوار قصّهء زندگى طفل جانم ترانه مىخواهد * اى نواى ترانه‌هاى قشنگ قصّهء زندگى دوباره بخوان * مثل رنگين‌كمان رنگارنگ * رود چشمان خويشتن را پرس * دل به دريا سپردنت تا چند با تو بودن بهار را ماند * اى بهار دلم هميشه بخند * از فراق ستاره‌اى خم شد * قامت سرو سايه‌افكن تو آتش هجر آن شكوفهء ناز * شعله زد در تمام خرمن تو